دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
191
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
ترتيب ايرانيان مجبور به تسليم شدند « 1 » . در آغاز نيمه دوم قرن شانزدهم اقداماتى براى باز شدن راه تجارى بين ايران و انگليس از طريق روسيه انجام شد ازاينرو ضلع دست چپ مملكت تركان عثمانى در نظر گرفته شد ، چون پرتقاليها و پىسپاران آنها از ضلع دست راست بهره مىجستند . در سال 1553 م . ريچارد چنسلر ( Richard Chancellor ) كشتى خود را از شمال نروژ تا درياى سفيد راند . چنسلر پس از پياده شدن در آرخانگل از سمت جنوب به مسكو رفت و در آنجا از سوى ايوان مخوف ، گراندوك اين منطقه ، استقبال شد . اين ديدار پايههاى تجارى راه خشكى را از طريق روسيه به ايران برپا كرد و به همين منظور در سال 1555 م . مسكوى و يا كمپانى روسيه تشكيل شد . دو سال بعد آنتونى جنكينسن و برادران ريچارد و رابرت جانسن از انگليس خارج شده و پس از گذشتن از روسيه به آستاراخان رسيدند و از طريق ولگا وارد درياى خزر شدند . اين سفر يكى از سفرهاى آغازين انگليسىها بود . به كلام خود جنكينسن « ما در موقع كشتىرانى پرچمهايمان را كه نشانه صليب سرخ سن جرج داشت به افتخار مسيحيان برافراشتيم چون اولين بار بود كه اين پرچمها در درياى خزر ديده مىشدند . « 2 » » معذلك اين پيشگامان در آن زمان به ايران نرفتند بلكه وارد بخارا شدند و زمستان را در آنجا گذراندند . آنها نخستين بازرگانان انگليسى بودند كه پا به آسياى ميانه گذاشتند . جنكينسن و همراهان او از همان راهى كه آمده بودند راهى انگلستان شدند . جنكينسن و همراهان او با توجه به اين موفقيت ، در سال 1561 م . راهى ايران شدند . ضمنا شركت مزبور هم تصميم گرفت كه ايران را در قلمرو عمليات بازرگانى خود قرار دهد . جنكينسن حامل نامهاى از سوى ملكه اليزابت به گراندوك و نامهاى هم به « صوفى بزرگ » بود . آنها پس از رسيدن به آستاراخان ، به طرف جنوب رانده و در نزديكى سواحل ايران در شابران پياده شدند و از آنجا به شماخى مركز شروان رفتند . از شماخى بهناچار دست به يك سفر بيست ميلى تا قشلاق عبد اللّه خان ، فرمانده نظامى و حاكم ايالت ، زدند و در آنجا از طرف حاكم استقبال شدند . جنكينسن در دوم اكتبر از راه اردبيل به قزوين ، پايتخت ايران رفت و در آنجا شاه طهماسپ او را به حضور طلبيد . در آغاز همه چيز به خوبى پيش مىرفت ، امّا هنگاميكه شاه متعصب دريافت كه جنكينسن مسيحى است او را بىادبانه از خود راند . باوجوداين ، شاه بعدا نرم شد و رفتارى خوش با جنكينسن در پيش گرفت و هنگامى كه ايران را به قصد انگلستان ترك مىگفت هديه قابلى به دو بخشيد .
--> ( 1 ) - شسنو ، صص 8 - 84 . و نيز نگاه كنيد به : شارير ، Negociations ، جلد 2 ، صص 9 - 66 . ( 2 ) - ص 114 . احتمالا همين قطعه او باعث شده كه مارلو در كتاب Tamburlaine The Great بنويسد كه : « و بازرگانان مسيحى با كمك روسها كشتىهاى خود را به درون درياى خزر راندند » .